عشق است 

باز اين ترانه ها را عشق است 

رخش سرخ باد پا را عشق است

  عشق در گير غروب درد است

 باز هم طلوع ما را عشق است

 آي... از خانه زخم و گريه

 غربت بغض گشا را عشق است

 آي ...از آب و هواي بي عشق

بادبان ناخدا رو عشق است

 اهل بي مرزترين دريا باش

 آي... اهل همه جا را عشق است

 از غزل باختگان مي ترسم 

شعر هاي بي هوا را عشق است

 اي قشنگ ساز ها آواز ها

روز هاي بي عزا را عشق است

 

 شهريار قنبری                                   چهاردهمين طلوع را عشق است

/ 0 نظر / 2 بازدید